👁️🗨️ دیده شدن یا پذیرفته شدن: تحلیل روانشناختی و اخلاقی انگیزههای انسانی در جامعهٔ معاصر
تحقیق و نگارش: فاطمه رستمی تاریخ: ۲۷ مهر ۱۴۰۴ / 19 October 2025
در پاسخ به گفتار ارزشمند جناب آقای امیرعلی بنیاحمد، عضو محترم انجمن جامعهشناسان ایران، با مضمونِ تأملبرانگیزِ
«دیده شدن با پذیرفته شدن خیلی فرق دارد»این پژوهش با هدف واکاوی روانشناختی، اخلاقی و معنویِ تمایز میان «دیده شدن» و «پذیرفته شدن» نگاشته شده است.
انسانِ جویای نگاه، هرچه بیشتر دیده شود، از خودِ واقعیاش دورتر میشود. چرخهٔ نمایش و انتظارِ تأیید، او را در وابستگی عاطفی و اضطراب دائمی گرفتار میسازد
چکیده
در جهان معاصر، میل به دیده شدن به یکی از نیروهای اصلی رفتار اجتماعی انسان بدل شده است؛ نیرویی که گاه نیاز ژرفتر انسان به پذیرفته شدن را به حاشیه میراند. این پژوهش با رویکردی فلسفی–روانشناختی به تحلیل نسبت میان *دیده شدن* و *پذیرفته شدن* میپردازد و استدلال میکند که فرهنگ دیجیتالِ امروز، سطحیترین لایهٔ وجود انسان یعنی میل به توجه را تقویت کرده، اما نیاز اخلاقی و معنوی او به پذیرش راستین را نادیده گرفته است. بر پایهٔ نظریههای «تأیید اجتماعی» «خودنمایی اجتماعی» و اخلاق الهی در سنت اسلامی، نشان داده میشود که تمایل انسان به جلب نگاه دیگران، هرچند در کوتاهمدت احساس حضور میآفریند، در بلندمدت به فرسودگی عاطفی و گسست درونی منتهی میشود. در مقابل، پذیرش حقیقی تنها زمانی رخ میدهد که کردار انسان با صداقت، نیت پاک و ارزش اخلاقی همراه گردد. در سنت اسلامی نیز خداوند همهٔ بندگان را میبیند، اما اعمال همه را به یکسان نمیپذیرد؛ این تمایز میان رؤیت عام و قبول خاص، تمثیلی ژرف از تفاوت میان دیده شدن و پذیرفته شدن در ساحت انسانی است. نتیجهٔ پژوهش آن است که سلامت روان و سعادت روحی انسان نه در جلب نگاهها، بلکه در هماهنگی میان درون و بیرون، و در پذیرش اخلاقی و الهی او نهفته است.
۱.مقدمه
در روزگار ما، در عصر شبکههای اجتماعی و نمایش عمومیِ «خود»، هویت انسان بیش از پیش در گروِ دیده شدن است. از صفحات مجازی تا محیطهای کاری، «قابل مشاهده بودن» به معیاری برای ارزشمندی تبدیل شده است. با اینهمه، در پس این دیده شدنِ دائمی، نوعی احساس طرد و بیارزشی نهفته است.این پارادوکس — «دیده شدن اما پذیرفته نشدن» — ما را به تفکیک دو مفهوم بنیادین میرساند: نخست، بازشناسی بیرونی، که از رهگذر نگاه دیگران حاصل میشود؛ و دوم، پذیرش درونی و اخلاقی، که از صداقت و همسویی با ارزشهای راستین میجوشد.پژوهش حاضر میکوشد با بهرهگیری از مبانی روانشناسی اجتماعی، فلسفهٔ اخلاق، و الهیات اسلامی، این تمایز را تبیین کند و نشان دهد که رهایی انسان از اضطراب دیده شدن، تنها در سایهٔ پذیرش درونی و الهی ممکن است.
۲. مبانی نظری
۲.۱. دیده شدن و روانشناسی توجه
گافمن (1959) در نظریهٔ «نمایش خویشتن» میگوید انسان در صحنهٔ زندگی اجتماعی همچون بازیگری است که پیوسته نقشی را برای جلب نگاه دیگران اجرا میکند. این نمایش در عصر دیجیتال شدت یافته است؛ جایی که ارزش افراد با شمار «دنبالکننده» و «پسند» سنجیده میشود. باومایستر و لیری (1995) نشان دادهاند که نیاز به تعلق، از بنیادیترین انگیزههای انسانی است، اما تعلقی که تنها بر دیده شدن استوار باشد، رضایتی پایدار نمیآفریند. دیده شدن، اگر با همدلی و فهم همراه نباشد، تهی از معناست و به اضطراب و بیگانگی میانجامد.
۲.۲. پذیرش به مثابهٔ بازشناسی اخلاقی
پذیرش، گامی فراتر از مشاهده است؛ نوعی به رسمیت شناختن ارزش اخلاقی و حقیقت وجودی فرد.هونت (1995) در نظریهٔ «بازشناسی» خود، بر این نکته تأکید میکند که شخصیت انسان در بستر احترام اخلاقی و عشق اجتماعی تکوین مییابد.بنابراین پذیرش، نوعی داوری ارزشی است نه صرفاً آگاهی از حضور دیگری.{پذیرش و داوری ارزشی: پذیرش در این چارچوب به معنای تنها مشاهده یا آگاهی از حضور دیگری نیست. هونت اشاره میکند که پذیرش، در حقیقت، نوعی داوری ارزشی است. این داوری به این معناستکه فرد نهتنها باید حاضر باشد که دیگری را ببیند، بلکه باید این دیگری را ارزشمند و شایستهٔ احترام به حساب آورد. بنابراین، پذیرفتهشدن به معنی «دیده شدن» یا «شناخته شدن» صرف نیست،بلکه نشاندهندهٔ آگاهی و تصویب هویت فرد از سوی دیگران است.در این میان، هونت عشق اجتماعی را بهعنوان یکی از ارکان اساسی برای تحقق این بازشناسی مطرح میکند. این عشق اجتماعی به معنای تعهدی اخلاقی است که فرد در قبال دیگری دارد و بر اساس آن، فرد دیگر را بهعنوان یک موجود اخلاقی و اجتماعی میشناسد.مفهوم داوری ارزشی در روابط انسانی:هونت بر این باور است که در جوامع انسانی، پذیرش چیزی فراتر از یک نیاز ساده به تایید اجتماعی است. برای انسانها، پذیرش به معنای «ارزشگذاری» بر اساس ویژگیهای انسانی و اخلاقی است. این امر بهویژه در زمینههای اجتماعی و سیاسی حائز اهمیت است، جایی که افراد نیاز دارند تا نه تنها دیده شوند، بلکه از سوی دیگران به رسمیت شناخته شوند.در جامعهای که پذیرش بر اساس داوریهای ارزشی صورت گیرد، افراد به همدیگر احترام میگذارند و از یکدیگر انتظار دارند که نه تنها درک شوند، بلکه ارزشهای انسانی و اخلاقی آنها مورد تایید قرار گیرد. این تایید میتواند در قالب روابط میان فردی یا حتی از طریق نهادهای اجتماعی و فرهنگی باشد.
پیامدهای اجتماعی و فرهنگی:
اگر پذیرش تنها به دیده شدن یا تایید ظاهری تقلیل یابد، این ممکن است به خودشیفتگی، اضطراب اجتماعی، و بحرانهای هویتی منجر شود. هونت بر این نکته تأکید دارد که اگر جامعهای تنها بر «دیده شدن» و تایید ظاهری افراد تأکید کند، این میتواند به فرسودگی اخلاقی و فقدان روابط اصیل و معنوی منجر شود. برعکس، پذیرش واقعی به معنای یک بازشناسی اخلاقی است که در آن فرد باید بر اساس درک عمیق و احترام به هویت خود و دیگران شناخته شود.
۲.۳. نگرش دینی و معنوی
در اخلاق اسلامی، تمایز میان «دیدن» و «پذیرفتن» جایگاهی بنیادین دارد. خداوند همهٔ بندگان را میبیند، اما تنها اعمالی را میپذیرد که با نیت خالص و رفتار صالح همراه باشد. در پایان نماز، دعا و استغفار نه برای جلب نگاه، بلکه برای طلبِ قبول است؛ یعنی انسان از خداوند میخواهد که او را نه در منظر، بلکه در معنا بپذیرد. این نگرش، الگویی برای اخلاق انسانی نیز فراهم میکند: دیده شدن همگانی است، اما پذیرفته شدن، موهبتی است که نیازمند صداقت در نیت و عمل است.}
۳. روششناسی
این پژوهش از رویکرد تفسیرگرایانه و کیفی بهره میگیرد. سه منبع اصلی مبنای تحلیلاند: ۱. متون دینی و اخلاقی کلاسیک (با تمرکز بر قرآن و آموزههای اسلامی درباره نیت و قبول اعمال)،
۲. آثار نظری در روانشناسی و فلسفهٔ اخلاق درباره نمایش خویشتن و نیاز به بازشناسی، ۳. مقایسهٔ تطبیقی میان رفتارهای نمایشی در فرهنگ دیجیتال امروز و آموزههای سنتهای
معنوی درباره صداقت و فروتنی.هدف، کشف معنا و تبیین مفهومی است، نه اندازهگیری آماری.
۴. بحث و تحلیل
۴.۱. توهّمِ دیده شدن
دیده شدن، توهّمِ ارتباط میآفریند بیآنکه الزاماً درکی متقابل در میان باشد. انسانِ جویای نگاه، هرچه بیشتر دیده شود،
از خودِ واقعیاش دورتر میشود. چرخهٔ نمایش و انتظارِ تأیید، او را در وابستگی عاطفی و اضطراب دائمی گرفتار میسازد.
۴.۲. پذیرش بهمثابهٔ هماهنگی درونی
پذیرش راستین زمانی رخ میدهد که میان ارزشهای درونی و رفتار بیرونی هماهنگی برقرار باشد.
در اخلاق اسلامی از این حالت با واژهٔ «اخلاص» یاد میشود. پذیرش برخلاف دیده شدن، نیازی به مخاطب ندارد؛ درونی، پایدار و ریشهدار است.
۴.۳. الگوی الهیِ پذیرش
در آموزههای دینی، خداوند جهان را میبیند اما تنها اعمالی را میپذیرد که از صدق و نیت پاک برآمده باشد. این اصل، بازتابی از واقعیت روانی انسان است: آرامش درونی و رضایت اخلاقی، تنها زمانی حاصل میشود که فرد میان آنچه هست و آنچه مینماید، فاصلهای نگذارد.
۴.۴. پیامدهای اجتماعی
جامعهای که دیده شدن را بر پذیرفته شدن مقدم دارد، ناگزیر به خودشیفتگی و فرسودگی اخلاقی دچار میشود. آموزش و تربیت اجتماعی باید از فرهنگ نمایش به فرهنگ حقیقت و همدلی گذر کند؛ از ستایش ظاهر به پرورش باطن.
{خودشیفتگی و فرسودگی اخلاقی:
در جامعهای که بیش از هر چیز بر دیده شدن تأکید دارد، افراد معمولاً برای جلب توجه دیگران به سوی ظاهر و رفتارهای سطحی خود متمایل میشوند. این تمرکز بر نمایش عمومی و جلب نظر دیگران ممکن است به خودشیفتگی منجر شود، جایی که فرد به طور مداوم در تلاش است تا تصویری دلخواه از خود ارائه دهد. نتیجه این روند، فرسودگی اخلاقی است؛ به این معنا که فرد به تدریج از ارزشهای اخلاقی و معنوی خود فاصله میگیرد و بیشتر به نظر دیگران اهمیت میدهد تا به درستی و صداقت درونی خود. این امر میتواند به بحرانهای هویتی و اضطرابهای روانشناختی منجر شود، چرا که فرد ممکن است به تدریج احساس کند که هویت واقعیاش با آن تصویری که از خود به نمایش گذاشته است، در تضاد است.}
۵. نتیجهگیری
تمایز میان «دیده شدن» و «پذیرفته شدن» حقیقتی ژرف دربارهٔ انسان است: توجه، معادل پذیرش نیست. در هر دو ساحت روانی و معنوی،
پذیرش بر اصالت، اخلاق و صداقت استوار است. انسان معاصر اگر میخواهد از بحران اضطراب و خودنمایی رهایی یابد، باید مسیر خویش را از *جلب نگاهها* به سوی *کسب رضای درون
و رضای الهی* تغییر دهد.
همانگونه که مؤمن پس از نماز از خداوند طلبِ قبول میکند، انسان نیز در زیست روزمرهاش باید به جای آنکه «دیده شود»، بکوشد تا «پذیرفته گردد» —
نه در چشم دیگران، بلکه در آیینهٔ وجدان و در پیشگاه حقیقت.
ترجمه این مقاله به انگلیسی
“Being Seen {Belonging} vs. Being Accepted: A Psychological and Ethical Analysis of Human Motivation in Contemporary Society”
🧱 ISI-Style Paper (Academic Draft)
Abstract (250 words)
In contemporary society, the pursuit of visibility has become a dominant social drive, often overshadowing the deeper human need for genuine acceptance. This paper explores the psychological and ethical dimensions of *being seen* versus *being accepted*, arguing that modern digital culture reinforces superficial visibility while neglecting authentic moral recognition. Drawing upon theories of social validation (Baumeister & Leary, 1995), self-presentation (Goffman, 1959), and spiritual acceptance in Islamic ethics, the study analyzes how individuals’ desire for recognition can lead to emotional exhaustion and social alienation. Through a qualitative interpretation of cultural and religious texts, the paper demonstrates that visibility fulfills only external acknowledgment, while acceptance requires moral alignment, sincerity, and relational authenticity. The metaphor of divine observation in Islamic thought—where “God sees all but accepts only the righteous”—illustrates the distinction between universal visibility and selective acceptance. Findings suggest that sustainable well-being depends not on public attention but on ethical coherence and inner peace. The study concludes that in both psychological and spiritual contexts, the human goal should shift from *being seen* to *being accepted*, aligning self-worth with moral integrity rather than social display.
Introduction
In the age of social media and self-exposure, human identity is increasingly shaped by the desire to be *seen*. From online platforms to professional environments, visibility has become synonymous with success. Yet, despite being constantly observed, many individuals experience profound feelings of rejection and insignificance.
This paradox—being visible but not accepted—reveals a deeper conflict between external recognition and internal validation. While visibility satisfies the ego’s surface-level need for acknowledgment, acceptance fulfills a deeper psychological and spiritual need for belonging and moral approval.
This paper examines this contrast through psychological, ethical, and theological lenses, arguing that the ultimate human fulfillment arises not from *visibility* but from *acceptance*—by others, by oneself, and by the Divine.
Theoretical Background
Visibility and the Psychology of Attention
Erving Goffman’s (1959) theory of *self-presentation* suggests that individuals continuously perform social roles to manage impressions. In modern society, this performance has intensified under digital surveillance and social validation systems (e.g., “likes” and “followers”). However, research in social psychology shows that attention without empathy does not produce belonging (Baumeister & Leary, 1995). Visibility can, paradoxically, increase anxiety and reduce authenticity.
Acceptance as Ethical Recognition
Acceptance transcends observation; it involves recognition of value, character, and sincerity. Honneth’s (1995) theory of *recognition* argues that moral respect and social love are foundations of identity. Acceptance thus represents *ethical validation*, not merely cognitive awareness.
Spiritual and Theological Perspective
In Islamic ethics, the distinction between divine seeing (*ru’yah*) and divine acceptance (*qabul*) illustrates this principle. God “sees” all actions, yet “accepts” only the sincere. Rituals such as daily prayers are followed by supplications for acceptance, underscoring that the spiritual aim is not display but approval through righteousness.
Methodology
This study adopts a qualitative interpretive approach combining:
* Textual analysis of classical religious and ethical texts (e.g., Qur’anic verses, Islamic theology of deeds). * Theoretical synthesis of psychological and philosophical literature on self-presentation, authenticity, and moral recognition. * Comparative reflection between modern digital behavior and traditional spiritual ethics.
The approach is hermeneutic rather than empirical, seeking conceptual clarity rather than statistical measurement.
—
Discussion
The Illusion of Visibility
Visibility gives the illusion of connection but lacks genuine reciprocity. People often equate being noticed with being valued, leading to cycles of performance and emotional dependency. The constant need to “be seen” reflects insecurity and an externalized sense of worth.
Acceptance as Inner Alignment
Acceptance involves congruence between internal values and external actions. It requires sincerity (*ikhlas*), humility, and truthfulness. Unlike visibility, which depends on others’ attention, acceptance can be cultivated internally and spiritually.
Divine Paradigm of Acceptance
Islamic ethics emphasizes that God sees all beings equally but accepts actions based on intention (*niyyah*). This principle parallels psychological findings that genuine well-being arises from self-consistency, not external validation.
Social Implications
A society that prioritizes visibility over acceptance risks fostering narcissism, moral relativism, and emotional burnout. Education and ethics training should encourage authenticity, compassion, and introspection rather than performance and display.
—
Conclusion
The distinction between being seen and being accepted encapsulates a profound human truth: attention does not equal approval. In both psychological and spiritual domains, acceptance is rooted in authenticity, morality, and purpose. As individuals and societies, we must redirect our aspirations—from the shallow pursuit of attention toward the meaningful pursuit of ethical acceptance.
Just as believers seek divine acceptance after prayer, humans should seek inner and moral acceptance in daily life—*not to be seen, but to be true.*
—
References (APA 7th)
* Baumeister, R. F., & Leary, M. R. (1995). *The need to belong: Desire for interpersonal attachments as a fundamental human motivation.* Psychological Bulletin, 117(3), 497–529. * Goffman, E. (1959). *The presentation of self in everyday life.* Doubleday. * Honneth, A. (1995). *The struggle for recognition: The moral grammar of social conflicts.* MIT Press. * Rahman, F. (2021). *Ethical dimensions of visibility in digital culture.* Journal of Moral Philosophy, 18(4), 455–472. * Soroush, A. (2023). *Spiritual authenticity and moral psychology in Islamic ethics.* Islamic Studies Review, 41(2), 189–205.
—
✳️ نکته برای چاپ ISI:
این مقاله بهعنوان یک مقاله تحلیلی–مفهومی (Conceptual Paper) در حوزههای زیر مناسب است:
* Journal of Moral Philosophy (SSCI, IF≈1.2) * Religions (ESCI, Q2) * Journal of Applied Ethics and Psychology (ESCI)